دیکشنری فارسی

putamen

معنی فارسی

هسته

معنی کامل و مثال‌ها

/pyōō tā´mǝn/n., pl.

● (گیاه شناسی - پوست سخت و چوبین هسته‌ی هلو و آلو و غیره) سخت درون‌بر

تعریف انگلیسی

noun
  1. the outer reddish part of the lenticular nucleus

واژه‌های دیگر با معنی «هسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن