دیکشنری فارسی

putrescent

UKpjuːtresnt

معنی فارسی

گنده شونده در حال گنديدن

معنی کامل و مثال‌ها

/pyōō tres´ǝnt/adj.

وابسته به گندیدن، گندشی

در حال فساد و تعفن، در شرف گندیدن، گند و مند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن