putrid smell معنی فارسی گند بوي تعفن واژههای دیگر با معنی «گند» Gond گند pong بوي گند، بوي گند دادن malodorant گند گاز odorant گند گاز warning agent گند گاز septicemia گند خوني، عفونت خون بوسيله ارگانيسم هاي چرکي. mephitically بوي بد، گند، دمه بد بو mephitis بوي بد، گند، دمه بد بو grotty ارزان و کثيف، گند fetor بوي بد، گند