دیکشنری فارسی

putz

USpʌts

معنی فارسی

کير دول چل هالو پخمه وقت تلف کردن ور رفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/puts/n., vi.

(امریکا- خودمانی)

کیر، دول، چل

هالو، پخمه

وقت تلف کردن، ور رفتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. (Yiddish) a fool; an idiot
  2. obscene terms for penis

واژه‌های دیگر با معنی «کير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن