دیکشنری فارسی

pya

معنی فارسی

پيا

معنی کامل و مثال‌ها

/pyä/n., pl.

● (واحد پول کشور برمه یا میانمار برابر با یک صدم کیات kyat) پیا

تعریف انگلیسی

noun
  1. 100 pyas equal 1 kyat in Myanmar

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن