دیکشنری فارسی

pylon

UKpailɔn

معنی فارسی

راهروي کع مصريان باستاني بشکل هرم ناقص براي

پرستشگاه هاي خودمي ساختند

معنی کامل و مثال‌ها

/pī´län´, -lǝn/n.

● (برق و غیره) دکل، پیل پا، پیل پایه، شاه تیر، استن

● (هواپیما) سپرگاه (معمولا زیر بال - برای جادادن تانک بنزین و موتور)

● (معماری) برج دروازه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tower for guiding pilots or marking the turning point in a race
  2. a large vertical steel tower supporting high-tension power lines “power pylons are a favorite target for terrorists”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن