pylon
UKpailɔn
معنی فارسی
راهروي کع مصريان باستاني بشکل هرم ناقص براي
پرستشگاه هاي خودمي ساختند
معنی کامل و مثالها
/pī´län´, -lǝn/n.
● (برق و غیره) دکل، پیل پا، پیل پایه، شاه تیر، استن
● (هواپیما) سپرگاه (معمولا زیر بال - برای جادادن تانک بنزین و موتور)
● (معماری) برج دروازه
تعریف انگلیسی
noun
- a tower for guiding pilots or marking the turning point in a race
- a large vertical steel tower supporting high-tension power lines “power pylons are a favorite target for terrorists”