pyretic
معنی فارسی
تبي وابسته به تب تب اور
معنی کامل و مثالها
/pī ret´ik/adj.
● وابسته به تب، تب مانند، تب زا، تب آور
تبي وابسته به تب تب اور
/pī ret´ik/adj.
● وابسته به تب، تب مانند، تب زا، تب آور
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن