دیکشنری فارسی

pyro-

معنی کامل و مثال‌ها

/pī´rō/

● پیشوند:

● آتش، گرما، دما، آذر، تف [pyromania]

● آتش زاد، تولید شده در اثر گرما، آذر زاد [pyrogallic acid]

● آذرین [pyroxenite]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن