دیکشنری فارسی

pyroclastic

معنی فارسی

تشکيل شده در اثر فعاليت اتشفشاني.

معنی کامل و مثال‌ها

/pī´rō klas´tik/adj.

● (دارای سنگ‌هایی که در اثر گرما یا آتشفشان خرد شده‌اند) آذر کوفت، آذر آواری

واژه‌های دیگر با معنی «تشکيل شده در اثر فعاليت اتشفشاني.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن