pyrography
معنی فارسی
نقشه اندازي روي چوب بوسيله سوزندان ان با
داغ اهن
معنی کامل و مثالها
/pī räg´rǝ fē/n.
● (هنر نقش گذاری بر چرم یا چوب با آهن یا ابزار داغ) آذر نگاری
● طرح یا نقش آذر نگاری شده
نقشه اندازي روي چوب بوسيله سوزندان ان با
داغ اهن
/pī räg´rǝ fē/n.
● (هنر نقش گذاری بر چرم یا چوب با آهن یا ابزار داغ) آذر نگاری
● طرح یا نقش آذر نگاری شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن