دیکشنری فارسی

quackish

UKkwækiʃ

معنی فارسی

زبان باز حقه باز عيار

معنی کامل و مثال‌ها

/kwak´ish/adj.

وابسته به طبابت دروغین یا پزشک قلابی

شیادوار، دغل‌کارانه

چاخان، فریبکار، ریاکار، وانمودگر، شارلاتان

واژه‌های دیگر با معنی «زبان باز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن