quackish
UKkwækiʃ
معنی فارسی
زبان باز حقه باز عيار
معنی کامل و مثالها
/kwak´ish/adj.
● وابسته به طبابت دروغین یا پزشک قلابی
● شیادوار، دغلکارانه
● چاخان، فریبکار، ریاکار، وانمودگر، شارلاتان