دیکشنری فارسی

quackish

UKkwækiʃ

معنی فارسی

زبان باز حقه باز عيار

معنی کامل و مثال‌ها

/kwak´ish/adj.

● وابسته به طبابت دروغین یا پزشک قلابی

● شیادوار، دغل‌کارانه

● چاخان، فریبکار، ریاکار، وانمودگر، شارلاتان

واژه‌های دیگر با معنی «زبان باز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن