quadrifid معنی فارسی چهارجزئي معنی کامل و مثالها /kwä´dri fid´/adj.● (مثلا گلبرگ) چهار شکافی واژههای دیگر با معنی «چهارجزئي» quaternary چهارجزئي، چهارگانه، داراي چهارجسم بسيط