دیکشنری فارسی

quadrilateral

UKkwɔdrilætərəl

معنی فارسی

چهاربر چهارپهلو چهارگوش چهارضلعي

معنی کامل و مثال‌ها

/kwä´dri lat´ǝr ǝl/adj., n.

● چهار وجهی، چهار ضلعی، چهار پهلو، چهار بر، چهار گوشه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a four-sided polygon
  2. having four sides

مترادف‌ها

adjective
Four sided.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن