دیکشنری فارسی

quadrilingual

معنی فارسی

چهارزبانه

معنی کامل و مثال‌ها

/kwä´dri liŋ´gwǝl/adj.

● وابسته به چهار زبان، به چهار زبان، چهار زبانه

● متکلم به چهار زبان، چهار زبان‌دان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن