دیکشنری فارسی

quadrumvirate

معنی فارسی

حکومت چهار نفري رهبران چهارگانه گروه چهار نفري

معنی کامل و مثال‌ها

/kwä drum´vi rit/n.

● حکومت چهار نفری، رهبران چهارگانه

● گروه چهار نفری

تعریف انگلیسی

noun
  1. a group of four men

واژه‌های دیگر با معنی «حکومت چهار نفري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن