دیکشنری فارسی

quadruplicate

UKkwɔdruːplikeit

معنی فارسی

چهارنسخه اي ، چهارتائي ، چهاربرابر ،

به توان چهارم برده ، چهارنسخه

معنی کامل و مثال‌ها

/kwä drōō´pli kāt´/adj., n., vt.

● چهار نسخه (از چیزی) برداشتن، چهار نسخه‌ای کردن

● چهار برابر

● چهارمین نسخه، چهارمین روگرفت

● هر یک از چهار نسخه

● (ریاضی) به توان چهار

* in quadruplicate

در چهار نسخه، در چهار روگرفت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. any four copies; any of four things that correspond to one another exactly “it was signed in quadruplicate”
  2. reproduce fourfold “quadruplicate the bill” “Somebody ----s somethingIII”
  3. having four units or components “quadruple rhythm has four beats per measure” “quadruplex wire”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن