دیکشنری فارسی

quaggy

معنی فارسی

مردابي باتلاقي

معنی کامل و مثال‌ها

/kwag´ē/adj.

باتلاق مانند، باتلاقی، خفتابی، مردابی

نرم، شل، گوشتالو

مترادف‌ها

adjective
Boggy, marshy, swampy, queachy.

واژه‌های دیگر با معنی «مردابي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن