دیکشنری فارسی

quail (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kwāl/vi.

● دلهره پیدا کردن، جا خوردن، خود را باختن

even brave men who saw his might quailed

حتی مردان دلیری هم که قدرت او را دیدند خود را باختند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن