دیکشنری فارسی

qualifier

UKkwɔlifaiər US'kwɔlə'faıə

معنی فارسی

ملايم سازنده فرع اسم ياصفت

معنی کامل و مثال‌ها

/kwôl´i fī´ǝr/n.

● (شخص یا چیز) واجد شرایط، سزنده، شایسته، به درد بخور

● (مسابقه) برگزیده برای دور بعد، راه یافته به دوره‌ی بعد

● (دستور زبان) چونی نما، وابسته‌ی وصفی، زاب واژه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a contestant who meets certain requirements and so qualifies to take part in the next stage of competition “the tournament was won by a late qualifier”
  2. a content word that qualifies the meaning of a noun or verb

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن