quality control
UKkwɔlitiːkɔntroul
معنی فارسی
کنترل کيفيت
معنی کامل و مثالها
● (کنترل مرغوبیت و بیعیب بودن محصولات) فرورد مهار، کنترل کیفیت
تعریف انگلیسی
noun
- maintenance of standards of quality of manufactured goods