دیکشنری فارسی

qualmish

UKkweimiʃ

معنی فارسی

دچارحالت تهوع دچارترديد ياوسواس فتورکننده

معنی کامل و مثال‌ها

/kwäm´ish/adj.

● وابسته به احساس ناگهانی (بیماری یا تهوع و غیره)

● دلهره‌آور، دلواپس کننده، اضطراب انگیز

● دلواپس، مضطرب

مترادف‌ها

adjective
Sick (at the stomach), inclined to vomit, queasy, nauseated.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن