qualmish
UKkweimiʃ
معنی فارسی
دچارحالت تهوع دچارترديد ياوسواس فتورکننده
معنی کامل و مثالها
/kwäm´ish/adj.
● وابسته به احساس ناگهانی (بیماری یا تهوع و غیره)
● دلهرهآور، دلواپس کننده، اضطراب انگیز
● دلواپس، مضطرب
مترادفها
adjective
Sick (at the stomach), inclined to vomit, queasy, nauseated.