دیکشنری فارسی

quantal

معنی فارسی

(در مسائل حسي)

وابسته به مفروضات دو جنبه اي (مانند مرگ و

زندگي).

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to a quantum or capable of existing in only one of two states “Pertains to noun: quantum (for: quantized), quantum”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن