دیکشنری فارسی

quantum

UKkwɔntəm US'kwɔntəm

معنی فارسی

مقدار مقدارلازم سهم

معنی کامل و مثال‌ها

/kwänt´ǝm/n., pl.

● (فیزیک) کوانتوم، چنده

● چندایی، چندش، مقدار، کمیت، اندازه، درجه

● مقدار معین، سهم، حصه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a discrete amount of something that is analogous to the quantities in quantum theory
  2. (physics) the smallest discrete quantity of some physical property that a system can possess (according to quantum theory)

واژه‌های دیگر با معنی «مقدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن