دیکشنری فارسی

quarrel (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/kwôr´ǝl, kwär´-/n.

● پیکان (که از کمان رها می‌شد)، تیر سر ستاره‌ای

● (پنجره‌های دارای شیشه‌های کوچک و طرح‌دار) شیشه‌ی چهار گوش

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن