دیکشنری فارسی

quarrelsome

UKkwɔrəlsəm US'kwɔ:rəlsəm

معنی فارسی

نزاع طلب ستيزه جو فتنه جو جنگجو

معنی کامل و مثال‌ها

/kwôr´ǝl sǝm/adj.

دعوایی، ستیزه‌جو، ستیهش‌گر، پرخاشجو، پرخاشگر، شر، پیکارپرست، زود خشم

مترادف‌ها

adjective
Irascible, choleric, irritable, petulant, cross, contentious, disputatious.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن