دیکشنری فارسی

quarry (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/kwôr´ē/n., pl.

● معدن سنگ

● سنگ استخراج کردن، (سنگ) برهیختن

marble is quarried in several parts of Iran

در چندین جای ایران مرمر استخراج می‌شود.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن