دیکشنری فارسی

quartan

معنی فارسی

چهار روزيکبار (اينده) تب ربع نوبه ربع تب چهار روزيکبار

معنی کامل و مثال‌ها

/kwôr´tǝn/adj., n.

● (به ویژه در مورد تب)

● هر چهار روز یک بار

● مالاریایی که هر چهار روز یک بار اوج می‌گیرد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a malarial fever that recurs every fourth day
  2. occurring every fourth day (especially the fever and weakness of malaria) “quartan malaria” “Pertains to noun: time period”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن