quarte معنی فارسی کارت معنی کامل و مثالها /kärt/n.● (شمشیر بازی: نگهداشتن شمشیر موازی با چشم حریف) کارت واژههای دیگر با معنی «کارت» card کارت، ورق، برگ range card کارت برد، کارت تير سلاح، جدول تير سلاح job card کارت کار، کارت برنامه card code رمز کارت، کد کارت yello card کارت زرد، اخطار card row سطر کارت stub card ته کارت. red card کارت قرمز، علامت اخراج، اخراج بازيگر card column ستون کارت card feed خورد کارت