دیکشنری فارسی

quartersaw

معنی فارسی

چهار تخته بري کردن، به چهارتخته اره کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kwôrt´ǝr sô´/vt.

● (الوار را از درازا به صورت چهار تخته‌ی ضخیم بریدن و سپس به صورت تخته‌های نازک‌تر بریدن) چهار تخته‌بری کردن، به چهار تخته اره کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن