دیکشنری فارسی

quartile

US'kwɔ:tıl

معنی فارسی

چهار يک، تقسيم شده به 3/4 و .1/4

معنی کامل و مثال‌ها

/kwôr´tīl, -til; kwôrt´'l/n.

● (آمار) چارک، چارکی

quartile deviation

انحراف چارکی

تعریف انگلیسی

noun
  1. (statistics) any of three points that divide an ordered distribution into four parts each containing one quarter of the scores

واژه‌های دیگر با معنی «چهار يک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن