دیکشنری فارسی

quasi

UKkweisiː US'kwɔsı

معنی فارسی

يعني چنانچه گوئي

معنی کامل و مثال‌ها

/kwā´sī´, -zī´; kwä´sē, -zē/adv., adj.

● نیمه، تا حدی، شبه، وانمودین، وار، دیس، ظاهری، - نما، - واره

a quasi scholar

دانشمندنما، شبه دانشمند

quasi-judicial

نیمه قضایی، شبه قضایی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having some resemblance “a quasi success” “a quasi contract”

مترادف‌ها

[Lat.] Apparently, as if, as though, as it were, in a certain sense, to a certain extent, in a manner.

واژه‌های دیگر با معنی «يعني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن