quean
معنی فارسی
دختر گستاخ دخترجسور زن هرزه
معنی کامل و مثالها
/kwēn/n.
● (قدیمی) زن سلیطه، زن ارقه، شهر آشوب
● (قدیمی) فاحشه، روسپی، جنده
● (اسکاتلند) دختر، زن بیشوهر
● رجوع شود به: queen
مترادفها
noun
Jade, hussy, base woman, sorry wench.
دختر گستاخ دخترجسور زن هرزه
/kwēn/n.
● (قدیمی) زن سلیطه، زن ارقه، شهر آشوب
● (قدیمی) فاحشه، روسپی، جنده
● (اسکاتلند) دختر، زن بیشوهر
● رجوع شود به: queen
noun
Jade, hussy, base woman, sorry wench.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن