دیکشنری فارسی

queen mother

UKkwiːnmʌðər

معنی فارسی

ملکه اي که داراي فرزندباشد ،

مادرپادشاه که بيوه باشد

معنی کامل و مثال‌ها

● (بیوه‌ی پادشاه پیشین و مادر شاه فعلی) ملکه‌ی مادر، شه‌مادر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a queen dowager who is mother of the reigning sovereign

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن