queen's weather معنی فارسی افتاب جاي افتابي هواي باز واژههای دیگر با معنی «افتاب» helianthemum چرخ افتاب، افتاب چرخ sunstruck افتاب زده، گرمازده . sun struck افتاب زده sunbaked افتاب پخته، در افتاب خشک شده، حرارت افتاب ديده . sun burn افتاب زدگي، سوختگي از افتاب heliologist افتاب شناس، خورشيدشناس cockshut غروب افتاب، شفق. heliolatrous افتاب پرست heliophilous افتاب دوست heliosis افتاب زدگي