questionless
UKkwestʃənləs
معنی فارسی
بي چون وچرا محقق بي شک بي ترديد
معنی کامل و مثالها
/kwes´chǝn lis, -tyǝn-/adj., adv.
● بیشک، بدون تردید
● بیپرسش
● (نادر) محرز، حتمی