دیکشنری فارسی

questor

معنی فارسی

افسر رئيس دادگاه خزانه دار.

معنی کامل و مثال‌ها

/kwes´tǝr/n.

رجوع شود به: quaestor

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن