دیکشنری فارسی

quickset

معنی فارسی

قلمه هاي خفچه ياگياه ديگرکه درپيرامون

جايي بکارندتاپس ازروييدن درست

معنی کامل و مثال‌ها

/kwik´set´/n.

● (انگلیس)

● قلمه (که برای ساختن پرچین یا نرده‌ی گیاهی پهلوی هم به ردیف می‌کارند)

● پرچین، چپر، سیبه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. cuttings of plants set in the ground to grow as hawthorn for hedges or vines “a quickset of a vine planted in a vineyard”
  2. grown from cuttings planted directly in the ground “a quickset hawthorn hedge”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن