دیکشنری فارسی

quietude

UKkwaiətjuːd

معنی فارسی

ارامش اسودگي فراغت

معنی کامل و مثال‌ها

/kwī´ǝ tōōd´/n.

● آرامش، آسودگی، صفا، سکون، سکوت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a state of peace and quiet

مترادف‌ها

noun
See quiet.

واژه‌های دیگر با معنی «ارامش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن