دیکشنری فارسی

quitrent

معنی فارسی

اجاره مختصري که اجاره دارتيول بطور مقطوع

ميدادتا ازهرخدمت ازادباشد

معنی کامل و مثال‌ها

/kwit´rent´/n.

● (دوران فئودالیته) اجاره‌ای که به جای خدمت به ارباب پرداخت می‌شد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن