دیکشنری فارسی

quittance

UKkwitns

معنی فارسی

رسيد مفاصا پاکي برائت پاداش تلافي رهايي ازادي فراغت

معنی کامل و مثال‌ها

/kwit´'ns/n.

چشم پوشی (از بدهی یا وظیفه)، گذشتن از حق خود، ترک دعوی

سند ترک دعوی (یا چشم پوشی)

تقاص، عمل به مثل، پاداش، سزا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a document or receipt certifying release from an obligation or debt
  2. payment of a debt or obligation

مترادف‌ها

noun
1. Discharge, acquittance, receipt.
2. Recompense, return, repayment, reward, requital.

واژه‌های دیگر با معنی «رسيد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن