quittance
UKkwitns
معنی فارسی
رسيد مفاصا پاکي برائت پاداش تلافي رهايي ازادي فراغت
معنی کامل و مثالها
/kwit´'ns/n.
● چشم پوشی (از بدهی یا وظیفه)، گذشتن از حق خود، ترک دعوی
● سند ترک دعوی (یا چشم پوشی)
● تقاص، عمل به مثل، پاداش، سزا
تعریف انگلیسی
noun
- a document or receipt certifying release from an obligation or debt
- payment of a debt or obligation
مترادفها
noun
1. Discharge, acquittance, receipt.
2. Recompense, return, repayment, reward, requital.