دیکشنری فارسی

quizzical

UKkwizikl

معنی فارسی

ريشخنداميز استهزا اميز شوخي اميز غريب مضحک

معنی کامل و مثال‌ها

/kwiz´i kǝl/adj.

خنده‌دار، مضحک، عجیب و غریب

شوخ، مزاح آمیز

هاج و واج، شگفت زده، پرسان، پرسش آمیز

a quizzical look

نگاه پرسش‌آمیز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. playfully vexing (especially by ridicule) “his face wore a somewhat quizzical almost impertinent air"- Lawrence Durrell”
  2. perplexed (as if being expected to know something that you do not know) “he had a quizzical expression”

واژه‌های دیگر با معنی «ريشخنداميز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن