quorum
UKkwɔːrəm
US'kwɔ:rəm
معنی فارسی
شماره کافي براي مذاکرات ، حدنصاب
معنی کامل و مثالها
/kwôr´ǝm/n.
● (در اصل) تعداد امنای صلح لازم در جلسات دادگاههای انگلیس
● (برای رسمیت دادن به جلسه و غیره) حداقل اعضای لازم، حد نصاب
● گروه نخبگان، گلهای سرسبد، سرآمدان