دیکشنری فارسی

rabbinical

UKrəbinikl USrə'bınıkəl

معنی فارسی

خاخامي

معنی کامل و مثال‌ها

/-i kǝl/adj.

● (به ویژه در اوایل قرون وسطی) وابسته به خاخام‌ها و زبان و دانش و عقاید آنها، خاخامی، رابینی

● وابسته به یا ویژه‌ی مقام خاخامی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to rabbis or their teachings “rabbinical school” “Pertains to noun: rabbi (for: rabbinic), rabbi”

واژه‌های دیگر با معنی «خاخامي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن