rabbit
معنی فارسی
خرگوش ، خرگوش خانگي ،
خرگوش فرنگي (درتنيس وگلف ومانندانها)
بدبازي کردن
معنی کامل و مثالها
/rab´it/n., pl.
● (جانورشناسی) خرگوش (پستاندار راستهی Lagomorpha که از خرگوش صحرایی hare کوچک تر است)، ارنب، پژنگر
● خز خرگوش
● (مخفف) Welsh rabbit
● (دو و میدانی) دوندهای که درآغاز مسابقه برای خسته کردن حریفان تند میدود
● خرگوش شکار کردن
they go rabbiting every day
آنها هر روز به شکار خرگوش میروند.
● (انگلیس - معمولا با: on - عامیانه) پرحرفی کردن، یاوه گویی کردن، چرند گویی کردن
what are you rabbiting on about ?
این چرندیات چیست که میگویی؟
● (عامیانه) فرار کردن، جیم شدن، فلنگ را بستن
* rabbit-hutch, n.
قفس چوبی (برای خرگوش)
* rabbit-warren, n.
1- تل خرگوش، لانهی خرگوش 2- ( با تداعی منفی) محلهی تنگ و تاریک، پر از کوچه پسکوچه، (ساختمان) دارای راهروهای تنگ وتاریک
تعریف انگلیسی
- any of various burrowing animals of the family Leporidae having long ears and short tails; some domesticated and raised for pets or food
- flesh of any of various rabbits or hares (wild or domesticated) eaten as food
- the fur of a rabbit
- hunt rabbits “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “In the summer they like to go out and rabbit”
مترادفها
noun
Cony (Lepus cuniculus).