rabble (1)
معنی کامل و مثالها
/rab´ǝl/n.,vt.
● (با تداعی سر و صدا و لجام گسیختگی) جمعیت، ازدحام، انبوه مردم، لات و لوتها، اراذل و اوباش، اوباش
the London rabble
اوباش لندن
the rabbles looted shops and burned buildings
اوباش مغازهها را چاپیدند و ساختمانها را آتش زدند.
● (اوباش) هجوم بردن، حمله کردن
Jews were rabbled and driven out of town
یهودیان مورد حملهی اوباش قرار گرفتند و از شهر رانده شدند.
* the rabble
(تحقیرآمیز) تودهی مردم، عوامالناس، عوام