race (2)
معنی کامل و مثالها
/rās/n.
● نژاد
the white race
نژاد سفید
the Aryan race
نژاد آریایی
the Anglo-Saxon race
نژاد انگلوساکسون
● (غیر دقیق) ملت، مردمان، ملیت، دودمان، تیره، طایفه، قوم
the impoverished descendents of a noble race
بازماندگان فقیر یک دودمان اشرافی
● (زیستشناسی) زیرگونه
● (زیستشناسی) رجوع شود به: breed
● (نادر) طعم شراب، ویژگی شراب
* the (human) race
نژاد بشر، آدمیزاد