دیکشنری فارسی

racehorse

US'reıs'hɔ:s

معنی فارسی

اسب مسابقه

معنی کامل و مثال‌ها

/-hôrs´/n.

● اسب مسابقه، اسب تندرو، اسب سوغانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a horse bred for racing

واژه‌های دیگر با معنی «اسب مسابقه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن