دیکشنری فارسی

racemism

معنی فارسی

راسميک شدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/ras´ǝ miz'm/n.

● (شیمی) راسمیک شدگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن