دیکشنری فارسی

racer

UKreisər US'reısə

معنی فارسی

مسابقه گذار ،

اسب ياکرجي ياگردونه اي ديگري که براي مسابقه

بکارميبرند

معنی کامل و مثال‌ها

/rās´ǝr/n.

● مسابقه دهنده، شرکت کننده در مسابقه، پادکوشگر، همداو

● (جانورشناسی) مار ریسر(جنس Coluber - بی زهر و بومی آمریکا)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who drives racing cars at high speeds
  2. a fast car that competes in races
  3. an animal that races
  4. slender fast-moving North American snakes

مترادف‌ها

noun
1. Runner.
2. Race horse, courser, blood horse, thorough bred horse.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن