دیکشنری فارسی

racially

UKreiʃiɔːliː US'reıʃəlı

معنی فارسی

نژادي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with respect to race “racially integrated” “Derived from adjective: racial”

واژه‌های دیگر با معنی «نژادي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن